تبليغاتX
بنام خداوندی که عشق را با اشک آفرید.

بنام خداوندی که عشق را با اشک آفرید.

         تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد 

من فقط عاشق اینم حرف قلبتو بدونم الکی بگم جدا شیم تو بگی که نمیتونم

من فقط عاشق اینم بگی از همی بیزاری دو سه روز پیدام نشه تا ببینم چه حالی داری

من فقط عاشق اینم عمری از خدا بگیرم انقدر زنده بمونم تا به جای تو بمیرم

من فقط عاشق اینم روزایی که با تو تنهام کارو بار زندگیمو بزارم برای فردا

من فقط عاشق اینم وقتی از همه کلافم بشینم یه گوشه دنج عکس تو رو بغل بگیرم

عاشق اون لحظه ام که پشت پنجره بشینم حواست به من نباشه دزدکی تورو ببینم

من فقط عاشق اینم عمری از خدا بگیرم انقدر زنده بمونم تا به جای تو بمیرم

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

+ نوشته شده در 2010/11/29 18:53 توسط درد عاشقی |


 


 وقتي کسي رو دوست داري،حاضري جون فداش کني

حاضري دنيارو بدي،فقط يه بار نيگاش کني

به خاطرش داد بزني،به خاطرش دروغ بگي

رو همه چي خط بکشي،حتّي رو برگ زندگي

وقتي کسي تو قلبته،حاضري دنيا بد بشه

فقط اوني که عشقته،عاشقي رو بلد باشه

قيد تموم دنيارو به خاطرِ اون مي زني

خيلي چيزارو مي شکني ، تا دل اونو نشکني

حاضري که بگذري از دوستاي امروز و قديم

امّا صداشو بشنوي ، شب از ميون دوتا سيم

حاضري قلب تو باشه ، پيش چشاي اون گرو

فقط خدا نکرده اون ، يه وقت بهت نگه برو

حاضري هر چي دوست نداشت ، به خاطرش رها كني

حسابتو حسابي از ، مردم شهر جدا کني

حاضري حرف قانون و ، ساده بذاري زير پات

به حرف اون گوش کني و به حرف قلب باوفات

وقتي بشينه به دلت ، از همه دنيا مي گذري

تولّد دوبارته ، اسمشو وقتي مي بري

حاضري جونت و بدي ، يه خار توي دستاش نره

حتي يه ذرّه گرد وخاک تو معبد چشاش نره

حاضري مسخرت کنن ، تمام آدماي شهر

امّا نبيني اون باهات ، کرده واسه يه لحظه قهر

حاضري هر جا که بري ، به خاطرش گريه کني

بگي که محتاجشي و ، به شونه هاش تکيه کني

حاضري که به خاطر ، خواستن اون ديوونه شي

رو دست مجنون بزني ، با غصه هاهمخونه شي

حاضري مردم همشون ، تو رو با دست نشون بدن

ديوونه هاي دوره گرد ، واسه تو دست تکون بدن

حاضري اعتبارتو ، به خاطرش خراب کنن

کار تو به کسي بدن ، جات اونو انتخاب کنن

حاضري که بگذري از ، شهرت و اسم و آبروت

مهم نباشه که کسي ، نخواد بشينه روبروت

وقتي کسي تو قلبته ، يه چيزقيمتي داري

ديگه به چشمت نمي ياد ، اگر که ثروتي داري

حاضري هر چي بشنوي ، حتي اگه سرزنشه

به خاطر اون کسي که ، خيلي برات با ارزشه

حاضري هر روز سر اون ، با آدما دعوا کني

غرورتو بشکني و باز خودتو رسوا کني

حا
ضري که به خاطرش ، پاشي بري ميدون جنگ

عاشق باشي اما بازم ، بگيري دستت يه تفنگ

حاضري هر کي جز اونو ، ساده فراموش بکني

پشت سرت هر چي ميگن ، چيزي نگي گوش بكنی


حاضري هر چي که داري ، بيان و از تو بگيرن

پرنده هاي شهرتون ، دونه به دونه بميرن

وقتي کسي رو دوست داري ، صاحب کلّي ثروتي

اين گنج خيلي قيمتي نذار كه ازت بگیرن

+ نوشته شده در 2010/11/29 18:52 توسط درد عاشقی |


 

 

امشب تا امدم خاطراتم را مرور کنم به گوشه ای برخوردم که نامت را نوشته بودم با دیدن نامت وبه یاد اوردن خاطراتت تا نیمه های شب گریستم.

امشب تا اخرین مرز ردپا پرواز کردم ولی اثری از تو نبود.

امشب همه چیز با صدای فریاد من در هم شکست.

امشب پنجره های قلب من یخ زده اند.

امشب جز اتاق تاریک من همه جا روشن بود.

امشب مرا محکوم میکنند و تا چوبه دار میکشند.

امشب فقط او خواست تا به نوای قلب من گوش دهد.

امشب در طبیعت اشوبی برپاست.

امشب چشم عروسکم گریان گریان است.

امشب دنیا دگرگون است و همه جا تاریک تاریک

ایا او مرا ترک میکند امشب چه خبر است؟؟؟؟؟؟؟

امشب منمو تنهایی و جدایی و یه دنیا غم، غم دوری ازعشقم

                                           

+ نوشته شده در 2010/11/29 18:50 توسط درد عاشقی |


+ نوشته شده در 2010/6/26 21:37 توسط درد عاشقی |


از جرعه ی تو خاک زمین در و لعل یافت
    بیچاره ما که پیش تو از خاک کمتریم

+ نوشته شده در 2010/5/23 14:43 توسط درد عاشقی |


+ نوشته شده در 2010/5/2 12:59 توسط درد عاشقی |


غم یه عــاشـــق .. غم کمی نیست،

چه فایده از اشـــک وقتی، وقتی کسی نیست

درد یه عاشق، درد کمی نیست، چه فایده از اشک،
 وقتی!! وقتی کسی نیست

+ نوشته شده در 2010/5/2 12:53 توسط درد عاشقی |


حیف تو بود، حیف تو بود، ای گل من

عشق اگه بود، عشق تو بود، ای گل من

حیف تو بود، حیف تو بود، ای قلب من

...آخر جاده عاشقی تنها شدم
گفتی خداحافظ .. گفتم خداحافظ

گفتی پشیمون، گفتم که هرگز

نفس بریده، دستای لرزون

اشک توی چشمام، حیف نگفتم بمون

+ نوشته شده در 2010/5/2 12:51 توسط درد عاشقی |


  خدایا ))))))))))))))))))))

ای کاش دوستان همانند غم با وفا بودند

کاش یا رب آشنایی ها نبود

یا به دنبالش جدایی ها نبود

یا که او با من نمی شد آشنا

یا که مرا از او نمی کردی جدا

+ نوشته شده در 2010/5/2 12:48 توسط درد عاشقی |


کارت پستال های عاشقانه - pixfa.net

+ نوشته شده در 2010/4/21 15:42 توسط درد عاشقی |


+ نوشته شده در 2010/4/18 20:58 توسط درد عاشقی |


برام دعا کن عشق من همین روزا بمیرم...

آخه دارم از رفتنت بدجوری گُر می گیرم...

دعا کن که این نفس تموم شه تا سپیده...

کسی نفهمه عاشقت چی تا سحر کشی

+ نوشته شده در 2010/4/18 18:37 توسط درد عاشقی |


+ نوشته شده در 2010/4/18 13:12 توسط درد عاشقی |


زندگی یک آرزوی دور نیست

زندگی یک جست و جوی کور نیست

زیستن در پیله پروانه چیست؟

زندگی کن،زندگی افسانه نیست

گوش کن ! دریا صدایت میزند

هرچه ناپیدا صدایت میزند

جنگل خاموش میداند تو را

با صدایی سبز میخواند تو را

زیر باران آتشی در جان توست

قمری تنها پی دستان توست

پیله پروانه از دنیا جداست

زندگی یک مقصد بی انتهاست

هیچ جایی انتهای راه نیست

این تمامش ماجرای زندگیست

+ نوشته شده در 2010/4/18 12:49 توسط درد عاشقی |


کاش بدونی ماتم دنیام

 بی تو فقط گریه میخوام

کی میدونست این حسرتام

 چی کرده با روز و شبام

تو زندگیم یه دنیایی

یه کابوسم تو رویایی

یه پاییزم تو بهاری

من یه مرداب تو دریایی

+ نوشته شده در 2010/4/18 12:27 توسط درد عاشقی |


 

گذرگاه غم

تو که شادان باشی دل من هم شاد

 است×××××دلمان هم شاد و اسم مان مهرشاد است

قلبم شکست ....

ای خدا اگر مرا به او نرسانی اکنون اجل مرا برسان


تا برای من لالایی مرگ را بخواند


بعد از مرگ جسم مرا کفن کن و روی قبرم بنویس


اسم     :عاشق


شهرت      :اندوهگین


فرزند     :سنگدلان


علت مرگ     :نرسیدن به عشق


ر وز مرگ   :روزی از روزهای نافرجام

+ نوشته شده در 2010/4/14 10:45 توسط درد عاشقی |


اگه مستی شرابتم
اگه هستی كنارتم
اگه نیستی به یادتم
کسی چون تو مرا غریب و تنها نگذاشت
 این گونه در التهاب فردا نگذاشت
سوگند نمی خورم ولی باور کن...
 کسی چون تو به خلوت دلم پا نگذاشت

+ نوشته شده در 2010/4/13 19:1 توسط درد عاشقی |


تو دانی
تو دانی که عشــــق حقیقی چه باشد                               ببخشد فراوان و بخشش نخـــواهد

اگر عاشـــــقی عشـــــــــق ورزی نماید                               زخود کاهد امّا زعشقش نکـــــاهد

توقع چو سر زد ز عشـــــق و محـــــبت                                شود آنچه گفتند،مشکل فزایـــــــد

نباشد دگر عاشـــــــــق و هست عاقل                                هرآنکس که شایدو باید نمایـــــــــد

به سودای عقل ار شود هر که عاشق                                به بازار دل هــــــــــــا،پشیزی نیرزد

هر آنکس که خواهد نسوزد زعشقش                                بدون طمع باید او عشــــــــــق ورزد

+ نوشته شده در 2010/4/13 18:52 توسط درد عاشقی |


اگر كلمه دوستت دارم قيام عليه بندهاي ميان من و توست


اگر كلمه دوستت دارم نمايشگر عشق خدايي من نسبت به توست

اگر كلمه دوستت دارم راضي كننده و تسكين دهنده قلبهاست

اگر كلمه دوستت دارم پايان همه جدايي هاست

اگر كلمه دوستت دارم نشانگر اشتياق راستين من نسبت به توست

اگر كلمه دوستت دارم كليد زندان من و توست

پس با تمام وجود فرياد ميزنم.

دوستت دارم محمد

+ نوشته شده در 2010/4/13 18:49 توسط درد عاشقی |


 

زندگی به زیبایی همین مدادرنگی‌هاست!

می‌تونی از شادترین رنگ‌ها شروع كنی

نگاهِ مهربونتُ صورتی كن

با رنگِ سبز؛ اندیشه‌تُ زیبا كن

به خاطراتِ قشنگت؛ رنگِ نارنجی بزن

با رنگِ آبی؛ آسمونِ دلتُ رنگ‌آمیزی كن

با رنگِ زرد؛ قلبِ مهربونتُ طلایی و درخشان كن

با رنگِ قرمز؛ حرارتِ بیشتری به مهر و دوستیمون بده

مهربونم! حالا دوست داری امروز و با كدوم رنگ شروع كنی؟

+ نوشته شده در 2010/4/13 18:46 توسط درد عاشقی |


یه نفر...یه جایی...

تمام رویایش لبخند توست و زمانی که به تو فکر میکنه

احساس میکنه که زندگی واقعا با ارزشه پس هر گاه احساس تنهایی کردی

این حقیقت رو به خاطر داشته باش

یه نفر... یه جایی...

در حال فکر کردن به توست.

+ نوشته شده در 2010/4/13 14:48 توسط درد عاشقی |


   یه شب که توی خواب بودم از این عالم جدا بودم

به فکر عشقی نبودمراحت بودم رها بودم

تو آمدی تو زندگیم گفتی میخوام با تو باشم

گفتی میخوام کنار تو از آدما جدا باشم

گفتم نمیتونه دلم گفتی منم مثل توام

از آدما خسته شدم دنبال راه چاره ام

گفتی که چاره ام تویی مرهم زخم من تویی

مرهم زخم من تویی

میدونستم میدونستم که توام

مثل همه آدما قلبمو تنها میذاری

شایدم مثل همه غم روی غمهام بزاری

ولی بازم نمیدونم که چی شد؟؟

شدی عزیزم تا به خودم آمدم دیدم برات میمیرم

حالا که عاشقت شدم پشتمو خالی میکنی

رفتی حالا حق دلو از کی باید پس بگیرم؟؟

حالا که دیونتم تنهام میذاری اینه رسمش؟؟

حالا که زندگیمی تنهام میذاری اینه رسمش؟؟

مگه نا مسلمونی خدا نداری اینه رسمش؟؟

یکمی که فکر کنی میبینی جز من نداری اینه رسمش؟؟

اینه رسمش؟؟

اگر به زور روزگار از زندگیت میرم کنار

میرم که ثابت بکنم عاشقتم دیونه وار

تو گریه های زاروزار سپردمت به روزگار

این از خودم گذشتنو پای خاطر خواهیم بزار

+ نوشته شده در 2010/4/13 13:43 توسط درد عاشقی |


+ نوشته شده در 2010/4/13 10:10 توسط درد عاشقی |


دلت شادو لبت خندان بماند

            برایت عمر جاویدان بماند

                    خدارا میدهم سوگند به عشق

هر آنچه  خوانی برایت بماند

          تنت سالم سرایت سبزه باشد

                             برایت زندگی آسان بماند

زندگی را با عشق کن جاویدان

            تمام فصل سالت عید باشد

                           چراغ خانه ات تا ابد تابان بماند.

+ نوشته شده در 2010/4/13 10:8 توسط درد عاشقی |


از یک عاشق شکست خورده پرسیدم:

بزرگ ترین اشتباه؟ گفت عاشق شدن

گفتم بزرگ ترین شکست؟ گفت شکست عشق

گفتم بزرگترین درد؟ گفت از چشم معشوق افتادن

گفتم بزرگترین غصه؟ گفت یک روز چشم های معشوق رو ندیدن

گفتم بزرگترین ماتم؟ گفت در عزای معشوق نشستن

گفتم قشنگ ترین عشق؟ گفت شیرین و فرهاد

گفتم زیبا ترین لحظه؟  گفت در کنار معشوق بودن

گفتم بزرگترین رویا؟ گفت به معشوق رسیدن

پرسیدم بزرگترین ارزوت؟ اشک تو چشماش حلقه زدو با نگاهی سرد گفت

+ نوشته شده در 2010/4/13 9:56 توسط درد عاشقی |


از جدا شدن نوشتی رو تن زخمی هر برگ

گریه کردم و نوشتم ، نازنینم یا تو یا مرگ

به تو گفتم باورم کن ، میون این همه دیوار

تو با خنده ای نوشتی ، هم قفس خدانگهدار

بنویس مهلت موندن یه نفس بود

سهم من از همه دنیا یه قفس بود

بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم

سر رو شونه هات نذاشتم ، مثل دستات سرد ، سردم

من که تو بنبست غربت

زخمی از آوار پاییز

فکر چشمای تو بودم

با دلی از گریه لبریز

شب عاشقونه ی من که حروم شد

مهلت بودن با تو که تموم شد

نمی دونستم باید از تو می گذشتم

وقتی از غربت چشمات می نوشتم ....

+ نوشته شده در 2010/4/13 9:53 توسط درد عاشقی |


+ نوشته شده در 2010/4/13 9:40 توسط درد عاشقی |


در حسرت ديدار تو بگذار بميرم... دشوار بود مردن و روي

تو نديدن... بگذار بدلخواه تو  دشوار بميرم... بگذار که چون ناله

مرغان شباهنگ... در وحشت واندوه شب تار بميرم...

 

 

بگذار که چون شمع کنم پيکر خود آب.... دربستر اشک افتم و ناچار

 بميرم... ميميرم از اين درد که جان دگرم نيست... تا از غم عشق تو

 دگر بار بميرم... تا بوده ام اي دوست وفادار تو هستم... بگذار

بدانگونه وفادار بميرم...

+ نوشته شده در 2010/3/6 18:39 توسط درد عاشقی |


+ نوشته شده در 2010/3/1 12:9 توسط درد عاشقی |


+ نوشته شده در 2010/3/1 10:38 توسط درد عاشقی |


X

سلام دوستان عزیزم از اینکه به وبلاگم سر زدید بسیار سپاس گذارم.بسیار خوشحال میشم تا نظر شما رو در مورد این وبلاگ بدونم.

09379848827


Home
Email
Bahar20

Archives

آذر 1389

تیر 1389

خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388



Links

سلطان عشق و احساس
و خدایی که در این نزدیکیست
ممنون که اول صدامو به دیگری پاس دادی
... سر آغاز عشق و
عشق=محبت
بهترین کد های موزیک برای وبلاگ
طـــراح قـــالــب
** احساسی ترین نوشته ها **
کسب درآمد
جاوا اسکریپت
داستان کوتاه عاشقانه
اس ام اس فارسی
منبع کد آهنگ برای وبلاگ
منبع کد موزیک برای وبلاگ
قالب های بهاربیست


LinkDump

نمیدونم
عشق و زندگی
آرشیو پیوندهای روزانه